چگونه به ورزش فکر کنیم

چگونه به ورزش فکر کنیم

خوانش کتابی نوشته دیمن یانگ نوشته شده در اسفند ماه 1402

دو جور آدم دور و برم می‌بینم. جور اول؛ آدم‌هایی از جنس کتاب و فیلم و حرف‌زدن و احتمالاً گاهی سیگار و برخی جملات طعنه‌آمیز یا دوپهلو؛ وقتی حرف دویدن و بالارفتن از کوه‌های پیش می‌آید. دسته‌ی دوم کسانی هستند که حواس‌شان به اندک تغییرات عضلات شش تکه‌ی شکم‌شان هست و بهتر کردن رکوردهای شخصی در هر کیلومتر جاده‌ها یا هر متر استخرها اصلی‌ترین خیال‌پردازی‌های پیش از خواب‌شان است.

نویسنده‌ی کتاب “چگونه به ورزش فکر کنیم” با نگاهی نقادانه و فلسفی به این دو شیوه‌ی زندگی دارد. دیمن یانگ معتقد است که نظریه‌ی دوگانه‌انگاری ذهن و جسم، عامل این خطای بزرگ ماست. او می‌نویسد: “اشتباه دکارت، افلاطون و هم‌فکران امروزی‌شان این است که نقص‌ها و عیوب‌مان را گردن جسم می‌اندازند، انگار که مثلا می‌شود گوشت را از روی ذهن برید و جدا کرد. دیگرانی هم در موضع مخالف این فیلسوف‌اند، دیگرانی که ذهن را بابت ضعف جسم و این که حرکاتش در اختیار خودش نیست، بابت این که ‘سرش در ابرهاست’ و حواسش به بدن نیست مقصر می‌دانند. انگار که مثلا گوشت و پوست ما می‌تواند به شکل خودکار، بدون ذهن عمل کند؛ اما هر دوی این دوگانه‌انگاری‌ها اشتباه‌اند: هیچ جوهر فکری در کار نیست و فکر کردن کاری نیست که در ذهن‌مان و جدای جسم من صورت بگیرد.”

نویسنده با استفاده از تجربه‌های شخصی خود در ورزش و دانش فلسفی‌اش به عنوان معلم فلسفه، به مفاهیم جذابی هم‌چون فروتنی، فداکاری، درد و زیبایی پرداخته است.

اگر بخواهم به کسی که در مسیر توسعه‌ی فردی و تغییر قرار دارد فقط یک کتاب معرفی کنم، همین کتاب کوچک است. کتابی که ممکن است به درد آن جورِ سوم آدم‌ها هم بخورد، آدم‌هایی که نه ورزش می‌کنند و نه فکر!

نگاه کنید به: چگونه به ورزش فکر کنیم نوشته دیمن یانگ، ترجمه سا قرایی، نشر هنوز