[tdc_zone type=”tdc_content”][vc_row tdc_css=”eyJhbGwiOnsicGFkZGluZy10b3AiOiI1MCIsInBhZGRpbmctYm90dG9tIjoiNTAiLCJkaXNwbGF5IjoiIn19″][vc_column flex_layout=”row” width=”1/2″][td_block_text_with_title f_h2_font_family=”file_1″]

درباره من

دکتر ابوالفضل وطن پرست

سال‌هاست که مهم‌ترین کار من در این جهان خواندن است. خواندن بهترین راه وصل‌کردن من به جهان است و
انگار با متن‌ها و نوشته‌هاست که جهان را و “خودم را در جهان” بهتر می‌فهمم یا شاید بهتر متوجه خودم
می‌شوم. خواندن مرا کمی هم نویسا کرده‌است. گاهی از میان تماشاهای همیشگی‌ام و لابلای گفت‌وگوهایی که
با مردمان دارم، بارقه‌ی کلماتی به خیالم می‌دود و گاهی که این کلمات به گمانم چیزک تازه‌ای در چیدمانشان
هست، دیگران را هم در بازخوانی این کلمات سهیم می‌کنم.

زیاد راه می‌روم و گاهی هم می‌دوم. شهرهای زیادی را در جهان راه رفته‌ام یا دویده‌ام و شهرهای زیادی را
از دریچه دوربینم تماشا‌کرده‌ام و از مکان‌ها و چیزهایی که تجربه کرده‌ام زیاد نوشته‌ام. در چند مسابقه
ماراتن و نیمه‌ماراتن همه دویده‌ام و از یازده سالگی تا امروز -که پنجاه‌و‌هفت ساله شده‌ام- به کوه‌ها و
دشت‌های زیادی سرک کشیده‌ام و با بیش‌تر قله‌های شگفت‌انگیز این سرزمین عکس یادگاری دارم.

کارم تسهیل‌گری است. گاهی تسهیل‌گری آموزشی و گاهی تسهیل‌گری اجتماعی. زمانی به عنوان پزشک و
مشاور ژنتیک بالینی کار می‌کردم. زمانی طولانی هم در زمینه‌ی پیشگیری از آسیب‌های اجتماعی با تمرکز
بر موضوع مصرف مواد و اچ‌آی‌وی/ ایدز کار کرده‌ام که یادگارش چند کتاب و بسته‌ی آموزشی و دنیایی
تجربه و همکار خوب است. سال‌هاست که حرفه‌ی طبابت را رها کرده‌ام اما هنوز اگر فرصتش باشد به عنوان
مشاور یا هر نام دیگری، با سازمان‌ها و نهادهای مرتبط ملی و بین‌المللی در زمینه‌ی پیشگیری از آسیب‌ها
همکاری می‌کنم. گاهی هم به افراد کمک می‌کنم تا به درک بهتری از خودشان و جایی که هستند و جوری که
زندگی می‌کنند برسند تا بتوانند تغییری در شیوه‌ی زندگی و برنامه‌هایشان ایجاد کنند؛ که اسمش در فضای
عمومی کوچینک فردی یا گروهی است! منتور چند گروه و سازمان خصوصی در زمینه‌ی برنامه‌ریزی و
ارتقاء برنامه‌های آموزشی و توانمندسازی هستم.

برای محیط‌زیست و طبیعت در حال نابودی هم بسیار نگرانم و داوطلبانه کارهایی شخصی و گروهی انجام
می‌دهم و عضو چند سازمان غیردولتی فعال در این زمینه‌ بوده‌ام و هستم. مدیراجرایی مجله‌ی صلح سبز بودم
و حالا هم در هیات مدیره‌ی جمعیت‌داوطلبان‌سبز کار داوطلبانه می‌کنم.
زن دارم و دو بچه و یک عالمه دوست بی‌نظیر و چندتایی دوست خیلی بی‌نظیر و یک شبکه‌ی خویشاوندی
بزرگ و دوست‌داشتنی و یک عالمه خاطره از کسانی که دیگر نمی‌بینمشان.
در اینجا که اسمش ایران است، نزدیک کوهستان بیجیِ کرج زندگی می‌کنم.

[/td_block_text_with_title][/vc_column][vc_column width=”1/2″][tdm_block_inline_image_simplified image=”249″ media_size_image_height=”300″ media_size_image_width=”300″ display=”flex” content_align_horiz=”content-horiz-center” width=”100%”][tdm_block_socials instagram=”https://www.instagram.com/Abolfazl_vatanparast” content_align_horizontal=”content-horiz-center” tds_social=”tds_social1″ icons_size=”20″ telegram=”https://t.me/drvatanparast402″ extra_social_name=”Instagram” extra_social_url=”https://www.instagram.com/dr_vatanparast” extra_social_tdicon=”tdc-font-fa tdc-font-fa-instagram” mail-1=”https://drvatanparast.com/about-me/a.vatanparast@gmail.com”][/vc_column][/vc_row][/tdc_zone]