فرم ثبت نام دوره های آموزشی
اصول تسهیلگری اجتماع محور

Community based facilitation معرفی دوره اصول تسهیلگری اجتماعی محور این دوره با رویکردی کاملاً مشارکتی طراحی شده است تا فعالان اجتماعی، کارشناسان حوزههای سلامت و توسعهی محلی را با مفهوم واقعی تسهیلگری، نقشها و مهارتهای ضروری در محلهها توانمند کند. هدف آن ایجاد درک عمیق از مشارکت، توانمندسازی و اقتدارافزایی، تقویت نگرش و مهارتهای تسهیلگرانه، […]
فکر های حین دوییدن

چیزی به غایت دلهرهانگیز در دیوارها، درها و خیابانهای مسدود نهفته است. بودلر- شاعر فرانسوی- به هوای گریختن از دیوارهایی که نگاهش را مسدود میکردند؛ هوای حومهها و چشم اندازها را داشت. چشم انداز، همان خیال رهایی است که ناگاه فراچنگ چشم می آید به نوازش خیال.افقهای باز -به تعبیر سهراب- در شعری که برای […]
برنامهریزی فردی سالانه و تلههای من

نوشته شده در نوروز سال ۱۴۰۴ یازدهم فروردین است و هنوز هیچ برنامهای برای سال پیشِ رو نریختهام! اصلاً میشود برای آینده برنامهای داشت؟ در جهانی اینهمه آغشته به هرجومرج و بیبرنامگی! در زمانهای اینهمه بیسامان! با فکرهایی اینهمه مشغولِ پایینوبالاهای جهان؟ شدن یا نشدنش و چگونگیِ شدنش داستانی قابل گفتوگوست، اما من عضو گروهی […]
یادها و آدمها یا معرفی کتاب!

صبح؛ یادداشت کوتاه دوست خوبم «دکتر ر» روی پیامگیر واتزاپ بود. قصهای را که یک روز تلفنی برایم تعریف کرده بود نوشته بود و با فایل پیدیاف «کتاب سنگر و قمقمههای خالیِ بهرام صادقی» فرستاده بود. روایت سفر پزشک جوانی که به هوای پیداکردن این کتاب از روستایی در خوزستان خودش را رسانده بود تهران و […]
در پایان ها و چرخش ها

نوشته شده در اسفند ماه 1403/ کرج آنری برگسون تعبیری دارد به این مضمون که: همان، همان که هست نمیماند! هر اندازه که روزگار اندوهناک بنماید باز هم اسفند ماه همان که هست نمیماند. سال همان که هست نمیماند. حقیقت جهان، بیتردید اصل تغییر است. و ما در پسِ پشتِ آگاهی خود این را میدانیم […]
جهان اضطرابهای بیپایان

نوشته شده در فروردین 1404 با این اضطرابهای تمامنشدنی چه باید کرد؟ صبح با دلشورهای که بیهوا در هواست از خواب برخاستهایم. جهان امروز چه شکلی خواهد شد؟ یک نفر تند میرود سراغ خبری که خیالش راحت شود جنگ نخواهد شد، یک نفر رفته سراغ صفحهای تا خیال کند فقیرتر نشده، یک نفر خوابآلود دارد […]
چطور میتوانیم با یک قاتل زندگی کنیم؟

نوشته شده در اردیبهشت 1404/ کرج فکرِ نوشتن این موضوع محصول گفتوگوی دیشب است با پدرام. داشت از نوشتهای نقلِ قول میکرد که: آیا کسانی که در اتلاف وقت میلیونها نفر مشارکت میکنند با کمکاری، با فیلترینگ، با اشتباه درس دادن، با درسِ اشتباهدادن، با تولید محتوای پوچ مجازی، با پافشاری بر رفتارهایی که مردمان […]
ارزش کار داوطلبانه به بهانه ی روز داوطلب

نوشته شده در 1 دی ماه /1400 کرج دیروز با جمع کوچکی حرف کشید به روز داوطلب. حرفی آمد وسط که مدتها وسط ذهن من بود. دوستی در آن جمع میگفت که این پدیدهی یکی دو هفته کار کردنِ داوطلبانه در یک سازمانِ خیریه یا غیردولتی و درخواست یک گواهی برای فرایند مهاجرت و گرفتن […]
اصل فراموش شدهٔ لذت!

با دوستی قدیمی حرفمان کشید به داستان سازمان غیر دولتی جبهه سبز ایران، که زمانی بزرگترین سازمان محیطزیستی مردمی سرزمین بود و رفتیم سراغ این پرسش همیشگی که چرا این سازمان زمانی آنهمه پویا بود و جریان داشت و آدمهایش با شور و شوق از کوه وکمر بالا میرفتند برای جمع کردن زبالهها و دانهدادن […]